محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

مقدمه 2

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

با تقوى و پاكيزه سرشت است كه هر دو عالم عامل مىباشند . فرزند بزرگتر : المولى الصفى آقا محمّد على - دام ظلّه - است كه در دقّت نظر و خوش فهمى و تيز هوشى به مرحلهء پايانى آن دست يافته ، بلكه از مرحلهء پايانى نيز گذشته است ! اگر اصول و تفسير و تاريخ و عربيّت را بخواهى ، او در همهء اين علوم به كمال رسيده است ، و چنانچه خواستار فروع و رجال و حديث باشى هم او سرچشمهء اين فنون است ، از همان زمان كه همراه پدرش استاد علّامه وارد عراق شد مآثر و محاسنش نزد خاص و عام مشهور گشت به طورى كه با سخنان او كلام ديگران بى فروغ گشت ، و در تمام مناطق با شگفتى از او ياد مىكردند ، و همين اشتهار سبب اشتياق ، علّامهء بغداد « صبغة اللَّه افندى » شده تا از وى درخواستِ ملاقات و مباحثه و مذاكرهء علمى بنمايد . آقا محمّد على هم ميل داشت كه براى رفع اتّهام مدّت كوتاهى پيش او درس بخواند ، در اين خصوص از پدرش اجازه خواست آقا اجازه نداد ، باز آقا محمّد على اصرار كرد ، بالاخره بنابر آن گذاشتند كه در اين خصوص با قرآن مجيد استخاره كنند ، چون استخاره كردند اين آيهء شريفه آمد : « وَاذْ قالَ لُقمانُ لِابنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يا بُنىَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّه انّ الشِرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » 1 پس آقا محمّد على نصيحت پدر را پذيرفت و از عدم رضايت وى تعجب كرد . شيخ ابوعلى اضافه مىكند : در مدتى كه پدرش در بهبهان توقف داشت ، نزد او به تحصيل پرداخت ، آنگاه به اتفاق وى به كربلا آمد و چند سال در آنجا ماند ، به استفاده و افاده و تدريس و تأليف اشتغال ورزيد ، سپس منتقل به كاظمين گرديد و تا سال طاعون ( 1186 ) در عراق مقيم بود و هم‌اكنون در

--> ( 1 ) لقمان ( 31 ) : 13 .